تبليغاتX
سرزمین کانگروها
سرزمین کانگروها
بردیا شاه

چند روز پیش تو مدرسه بردیا روز Dress Up بود و هرکسی باید خودش رو به شکل یک شخصیت داستانی درمی آورد.

بردیا اصرار داشت که بردیا شاه بشه و اصلا هم قبول نکرد حداقل کوروش بشه و وقتی بهش گفتم بردیا واقعی هرگز شاه نشده گفت که چرا مطمئن که شاه شده و من خبر ندارم بعد هم گفت برم اینترنت رو سرچ کنم حتما پیدا میکنم!!

این هم بردیا شاه

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت 13:44 |

من میترسم !

 

سرم رو از روی دامنش بلند میکنم و به چشماش خیره میشم وای که تمام آرامش زندگی من تو وجود این زن خلاصه شده با کلامش منو توی رویا غرق میکنه و قطره قطره عشق به زندگی رو تو وجودم جاری میکنه چنان آینده ام رو زیبا و روشن جلوی چشمام تصویر میکنه که با تمام وجود آینده رو تو زمان حال حس میکنم.

میگم مامان اگر تو بمیری من چی کار کنم ؟ میخنده و میگه چی بمیرم! برای چی مگه سم خوردم؟ میگم نه اما... میگه نه تو اولین بچه منی من هم خیلی جوون هستم و حسابی سالم و سرحال من انقدر زنده میمونم تا تو بری دانشگاه درس بخونی درست تموم شه ازدواج کنی بعد که بچه هات بدنیا بیان و دوربرت شلوغ بشه من یواش میرم و اونموقع تو رفتنم رو کمتر حس میکنی. بعد یواش ادامه میده اما من یک داستان واقعی در مورد همسایمون میخوام برات بگم یک دختر کوچولو که دو تا خواهر کوچولوتر داشت مامانشون خیلی سالم و قوی نبود و خیلی زود از دنیا رفت اما اون دختر کوچولو مامان اون دو تا خواهرش شد و اونقدر خوب جای خالی مامانش رو پر کرد که بچه ها مامان توچولو صداش میکردن و اون دختر و دو تا خواهرش با این که مامان نداشتند خیلی خوشبخت بودن چون همدیگه رو داشتند و من غرق میشم تو رویا که اون دختر کوچولو چطوری مامان کوچولو بوده ......

 

صدای آژیر قرمز که بلند میشه با عجله به سمت زیرزمین میدویم من خودم رو تو بغلش پنهان میکنم و میگم مامان من میترسم !

میگه اصلا نباید بترسی تو میدونی تهران چند تا خونه داره؟ میگم نه ! میگه خوب حدس بزن .میگم هزارتا ؟ نه مامان خیلی بیشتر ! ده هزارتا ...... بازی اعداد که تموم میشه میگه خوب میدونی ما خیلی خوشبختر از اونی هستیم که تو این همه خونه یک دونه بمب بیاد تو خونه ما و من مطمئنم که تو سالم میمونی بزرگ میشی میری دانشگاه ......... بعد صدای یک انفجار و آژیر سفید ..

میرم به بردیا شب به خیر بگم سرش رو با ترس بلند میکنه و میگه مامان اگر تو بمیری من چی کار کنم ؟ میگم چی بمیرم ! مگه سم خوردم ؟

 میگه : مگه فقط هر کی سم بخوره میمیره ؟

میگم : خوب نه من جوونم و سالم و تو اولین بچه من هستی من اونقدر زنده میمونم تا تو بزرگ بشی بری دانشگاه درس بخونی

حرفم رو قطع میکنه و میگه درس طلا فروشی هم هست من میخوام طلا فروش بشم

میگم : اما تو استرالیا دانشمندها و دکترها و مهندسها از طلا فروشاش پولدارارن .

میگه : اه کدوم از همه پولدارتره ؟

میگم : خوب هر کدوم بهتر درس خونده باشه و کارش رو بهتر انجام بده .

میگه :خوب من دانشمندی میشم که همه چی رو طلا میکنه !!!

میگم : باشه بعد زن میگیری !

دوباره میپره وسط حرفم و میگه من زن ایرانی میخوام اینجا از کجا پیدا کنم؟

میگم پیدا میکنی نگران نباش تازه مگه زن خارجی چه اشکالی داره؟

 میگه آخه من دوست دارم اسم بچه هام ایرانی باشه صدف و مروارید اما حتما اون قبول نمیکنه دعوامون میشه!!!

بعد میگه مامان اگر تو جوونی چرا دو تا از موهات سفید شده ؟؟؟؟

داریم میریم به سمت مدرسه میگم مامان کلاهت بزار آفتاب شدیده

میگه مامان اگر لایه اوزون سوراختر شد چی کار کنیم !!من میترسم

 

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت 14:34 |

تعطیلات آخر هفته

اون موقع ها که سر کار نمیرفتم و یا اونموقعی که پارت تایم کار میکردم همیشه از این همه شادی و سرور این ملت به مناسبت تعطیلات آخر هفته تعجب میکردم .نمیدونم شاید الان جو گیر شده باشم اما از وقتی کار تمام وقت رو شروع کردم تازه مفهوم تعطیلات آخر هفته رو فهمیدم .

کار کردن تو استرالیا منو خیلی بیشتر از ایران خسته میکنه توی ایران هم دختر تنبلی نبودم وقتی تو جنوب کار میکردیم نه تنها تمام تعطیلات بلکه جمعه یک هفته درمیون هم تا ظهر سر کار بودیم اما باز هم کمتر از اینجا خسته میشدم و انقدر وقت کم نمی آوردم !

گاهی فکر میکنم این به خاطر زبان انگلیسی است و این که ذهن باید علاوه بر اینکه کارهای روزمره رو انجام میده یک دارالترجمه دائمی هم باشه  به خودم امیدواری میدم که به مرور زمان این مشکل حل میشه !

شاید هم دلیلش این باشه که نحوه انجام دادن تمام کارها از پیدا کردن یک آدرس معمولی گرفته تا گرفتن یک وام از بانک با اونچه که من از بچگی یاد گرفتم خیلی متفاوته پس هنوز هم برای انجام هر کار جدیدی باید کلی وقت رو صرف آموزش خودم کنم

اما ممکنه به این دلیل هم باشه که تعطیلات خیلی بیشتر از ایران به من خوش میگذره و من هنوز هم مثل ندید پدیدها میخوام از لحظه لحظه تعطیلات لذت ببرم و اینکه کمتر پیش میاد یک روز تعطیل تمام وقت خونه باشیم و استراحت کنیم در ضمن من به این نتیجه رسیدم که هر چی تعطیلات آخر هفته بیشتر خوش بگذره کار کردن تو طول هفته سختر میشه و انتظار بیصبرانه برای تعطیلات بیشتر !

و یا ساده ترین دلیل میتونه این باشه که من پیر شدم !

در هر صورت دلیلش هر چی که باشه من هم به جمع شمارندگان روزهای هفته و منتظران آخر هفته پیوستم و کلی جمله هم یاد گرفتم مثل :

برای جمعه ها :

Almost Saturday!

Finally Friday!

What is your big plan for weekend?

Have a great weekend and enjoy yourself !

و برای دوشنبه !

Again Monday!

Oh not too bad for Monday

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 18:2 |

Ariana Driving School
 

چند تا از دوستان تلفن آموزش رانندگی رو از من خواسته بودند من هم میزارم اینجا هر کی خواست استفاده کنه و اگر قبول شد منو دعا کنه اگر هم نشد تقصیر خودشه !!

Ariana Driving School
Phone Number: 0403 085141

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در جمعه 11 مرداد1387 ساعت 9:7 |

Under Water World
 

Under Water World و عکسهای هنری سپهر برکت

 

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در پنجشنبه 10 مرداد1387 ساعت 10:19 |

ازت متشکرم

خاله خوبم

الان درست یک سال و نیمه که مشکل زندگی ما مهمون ناخوانده خونه توشده بود و تو بالاخره با پشتکار و تلاشت بار بزرگی رو از روی دوش ما برداشتی. باری که اونقدر برای من سنگین شده بود که ناخودآگاه ازش فرار میکردم.

منو ببخش به خاطر تمام سختیهایی که کشیدی

 منو ببخش بخاطر تمام تلخی هایی که به جای ما تحمل کردی

بهت افتخار میکنم بخاطر محبتت، فداکاریت و انسانیتت وبا تمام وجود احساس خوشبختی میکنم که خونواده ای دارم که توی تاریکترین و سخترین روزهای زندگیم حتی یک لحظه هم تنهام نذاشتن.

به خاطر همه چیزازت متشکرم. 

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت 13:45 |

گواهینامه رانندگی در استرالیا

کلی دلم برای گرفتن گواهینامه شور میزد.یک مطلبی رو چند وقت پیش تو اینترنت خونده بودم از زبون یک آقای ایرانی مقیم استرالیا که بعد از چندین و چند مرتبه امتحان باز هم رد شده بود و میگفت تبعیض نژادی عامل اصلی عدم موفقیتش بوده.

قوانین رانندگی استرلیا شاید خیلی با قوانین ایران متفاوت نباشه وشاید بزرگترین تفاوت، رانندگی در سمت راست باشه  اما مهمترین مسئله اینکه چیزی به عنوان رعایت قانون در هنگام رانندگی در ایران وجود نداره.در واقع ما عادت کردیم موقع رانندگی به جای نگاه کردن به تابلو، چراغ و خط کشی چهار چشمی مواظب ماشینهای دیگه باشیم تا تصادف نکنیم! درست برعکس اینجا که باید تمام حواست رو یک جا جمع کنی تا بتونی قوانین خط های رو زمین و تابلوهای روی هوا و چراغها و..... رعایت کنی و به ماشینهای دیگه کار نداشته باشی

میدونید چقدر طول کشید تا من باور کنم که بقیه راننده ها هم دارند قوانین رو رعایت میکنند و من نباید مواظبشون باشم؟ خوب جوابش اینکه من هنوز به اونجا نرسیدم هنوز هم نمیتونم وقتی یک ماشین از فرعی میاد بیرون بدون اینکه سرعتم رو کم کنم با سرعت رد بشم چون فکر میکنم ممکنه بپره وسط خیابون .

امتحان کتبی که کاری نداشت یک کتاب رو باید تا آخر با حوصله بخونی سرهم بندی هم نکنی اما من تصمیم گرفتم برای امتحان عملی یک جلسه معلم بگیرم.یک خانم اهل کشور افغانستان اینجا هست که فارسی و انگلیسی و آلمانی رو خیلی روان صحبت میکنه و متخصص یاد دادن رانندگی به رانندگان کشورهای درحال توسعه است !

جلسه اول که هر کاری من کردم غلط بود و از اول تا آخر بهم گفت عجله نکن امن و مطمئن رانندگی کن مهم نیست چقدر طول میکشه فقط باید بی خطر رانندگی کنی .اما جلسه دوم حسابی راه افتادم و تازه مفهوم  Take Your Timeدر رانندگی رو فهمیدم  و فرداش رفتم برای امتحان.

اینجا با ماشین خودت و یا ماشین تعلیم رانندگی باید برای امتحان بری و امتحان در سطح شهر و به مدت نیم ساعت انجام میشه .تو این نیم ساعت تنها چیزی که به سراغم نیومد اظطراب بود آقای افسر پلیس کلی روانشناسی بلد بود و هی میگفت تو مینونی کلی امتیاز منفی بگیری اما باز هم قبول بشی پس نگران نباش و من هم نگران نشدم امتباز منفی گرفتم اما گواهینامه ام رو هم گرفتم! البته لازم نیست بهم تبریک بگید چون این قصه خیلی قدیمی بود !

پس به نظر من بهترین کارها برای موفقیت زود هنگام در گرفتن گواهینامه استرالیایی :

1-سریع برای گرفتن گواهینامه اقدام نکنید اگر با ویزای اقامت دائم وارد استرالیا شده باشید حداقل 3 ماه وقت دارید و با ویزای موقت هم که محدودیت زمانی ندارید پس از فرصتی که دارید برای عادت کردن و تمرین تفاوتها استفاده کنید

2-امتحان کتبی درسته که سخت نیست اما آسون هم نیست پس بهتره چند روزی وقت بگذارید و کتاب قوانین رو خوب بخونید

3-گواهینامه و سابقه رانندگی در ایران رو ترجمه و اصلش رو حتما همراه خودتون بیارید تا بتونید بعد از گذروندن امتحان کتبی مستقیما برای گواهینامه کامل ((open licence اقدام کنید.

4-کمک گرفتن از یک مربی رانندگی باعث میشه به جای اینکه چندین بار امتحان بدید تا همه اشکالات رانندگی تون رو متوجه بشید همه اونها رو در یک یا دو جلسه اصلاح کنید.

 

 

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در چهارشنبه 2 مرداد1387 ساعت 9:43 |

من هستم!

 

این روزها بردیا فارسی رو خیلی خوب و روان حرف میزنه و مامانی هم کلی لغت انگلیسی وسط حرفاش میپرونه !! جالب اینجاست که با وجود اینکه ما همیشه با بردیا فارسی حرف میزدیم اون کلی کلمه انگلیسی وسط جملاتش بکار میبرد چون میدونست ما متوجه میشیم و الان کلی سعی میکنه که همه کلماتش فارسی باشه بدون اینکه کسی مجبورش کنه.

زندگی مثل همیشه جریان داره و من عاشق این جریان تکراری هستم و دلم نمیخواد هیج سنگی حرکت آروم رودخونه رو بهم بزنه چیزی که شاید برای خیلی ها خسته کننده باشه !!!

|+| نوشته شده توسط سرزمین کانگروها در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 17:3 |